تبليغاتX

سلام بر کازرون و کازرونی خوش اومديد به كلبه تنهايي من منو خوشحال كرديد بازم به من سر بزنيد مرسي از بازديدتون همه چیز موبایل

خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سخنانی از یک دوست
هر چی عطر گل یاسه مال تو هر چی احساسه نیاره مال تو هر چی حرفای قشنگه مال تو هر چی گوشه و کنایست مال من هر چی آهنگه قشنگه مال تو صدای ساز شکسته مال من کوه بیستون با نقشش مال تو همه تیشه و رنجش مال من هر چی آسمون صافه مال تو هر چی ابرای سیاهه مال من هر چی روزای بلنده مال تو یه شب سیاه ابری مال من اون شبای پرستاره مال تو یه دونه ماه و نشونش مال من هر چی دریاست توی دنیا مال تو یه چیکه قطره بارون مال من تموم رنگای عالم مال تو یه دونه رنگ قشنگش مال من دوتاچشمای سیاهم


سلام اميدوارم حالت خوب باشه راستش يه چيزی ميخواستم بهت بگم اميدوارم اينو جدی بگيری آخه اين دفعه با هميشه فرق ميکنه ميخواستم چيزيرو بگم يه چيزی که تا به حال بهت نگفتم ميخوام امروز چيزی رو بگم که تا الان زبانم نگفته ميخوام چيزيرو بگم که تا الان چشمم بهت نشون نداده ميخوام چيزيرو بهت بگم که تا حالا گوشات نشنيده . چيزی که تويه تمومه خونمه . ميخوام داد بزنم ميخوام فرياد بزنم که همه بشنوند . از همون اول که آيدی تو رو ديدم ميخواستم اينو بگم اما نشد هر وقت خواستم بگ

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم!

|+| نوشته شده توسط محمدرضا.ر در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 0:37 | 
سال نو بر شما و خانوادتان مبارک

سلام،

سال جدید رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم امیدوارم سال جدید رو با هفت سینی از :

سلامتی ، سربلندی ، سرور ، سرسبزی ، سربلندی ، سرخوشی و سعادت شروع کنید و به پایان برسونید .

با آرزوی 12 ماه شادی ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتی ، 8760 ساعت عشق ، 525600 دقیقه موفقیت و 3153000 ثانیه دوستی (سال نو مبارک)

|+| نوشته شده توسط محمدرضا.ر در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 15:32 | 
××××اس ام اس برای لحظه ی سال تحویل××××

 

 

آسمان را مي خواهم براي عبور . جاده باريک است ! ماه را مي خواهم براي نور را تاريک است ! تو را مي خواهم براي نظافت عيد نوروز نزديک است !

********************************

يادت باشه من اولين کسي هستم که عيد رو از ??روز پيش بهت تبريک گفتم

بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم

********************************

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!

********************************

ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک

********************************

مي‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنيدن اين جمله کليشه اي بهم مي خوره.
پس سال نو مبارک!

********************************

باتبريک سال نو
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..
...
....
....
حاجي فيرو

 

 ********************************

اين اس ام اس رو ... روز ديگه بخون.

.........

.........

گفتم ... روز ديگه!

.........

.........

عيد نوروز مبارک. يادت باشه من اولين کسي بودم که بهت تبريک گفتم!

 

 

********************************
 

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

وان مواعيد که دادي مرواد از يادت

سال نو و نوروز باستاني مبارک

********************************


سايه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستي بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

اين است هفت سين آريايي

نوروز مبارک

 

********************************
سلامتي

سعادت

سيادت

سرور

سروري

سبزي

سرزندگي

هفت سين سفره زندگيتان باشد.

نوروز۸۷بارک

********************************


يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد

رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد

تنها دل ساده ايست دارايي ما

آن هم شب عيد تقديم تو باد

********************************


مثل ماهي زنده

مثل سبزه زيبا

مثل سمنو شيرين

مثل سنبل خوشبو

مثل سيب خوش رنگ

و مثل سکه با ارزش باشيد

سال نو مبارک

********************************
دنيا را برايتان شاد شاد

و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم

هر روزتان نوروز

********************************


با آرزوي

12 ماه شادي،

52 هفته پيروزي،

365 روز سلامتي،

8760 ساعت عشق،

525600 دقيقه برکت،

3153000 ثانيه دوستي.

سال نو مبارک باد

********************************


سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،

اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

********سال نو مبارك********

********************************


بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است

آغاز بهار بر شما مبارک

 

********************************
><(((>

><(((>

><(((>

من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.

سال نو مبارک

********************************


چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،

روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به

همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!

********************************

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم

سبزه را با ياد روي سبزه ات

سمنو به ياد شيريني لبخندت

سايه دانه به رنگ چشم هايت

سرکه با ياد ترشي مهربانيت

سيب با ياد ترديه گونه هايت

سکه با ياد درخشش قلبت

سير با ياد تندي کلامت

با همه خوبي ها و بدي هايت  ... دوستت دارم

********************************

سلامت

سعادت

سيادت

سُرور

سَروري

سبزي

و سَرزندگي

هفت سين سفره ي زندگيتان باد

********************************


مروز دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون دادم..يکي خوشبختي..يکي موفقيت

تو سال جديد هر روز ميان سراغت

********************************

دنيا رو برات شاد شاد و شادي و برات دنيا دنيا آرزو ميکنم *** عيدت مبارک عزيزم*** boOoOoOoOoOoOoOoOos

********************************

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار

نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار

سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستم يادآوري كنم: سال نو شده.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. كم‌كم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي


افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي  شبهاي تنهايي.....  به خشکي برف  ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي  است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند...

 

اس ام اس سال نو. اس ام اس عید. اس ام اس نوروز

لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم

اس ام اس سال تحویل. اس ام اس لحظه ی سال تحویل.

 

باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه آمد آن روز باراني گفت كه آمد روز عيد گفت هر لحظه تنها مانده در اين شب رويايي گفت كه شايد دل عيد شده اسير باز بهار آمد در اين خانه ي تنهاي ما همه گفتيم عيد آمد بوي بهار آمد(ببخشيد كه كمي گيج شديم منظور همان عيد شما مبارك است)

زیبا ترین اس ام اس عید نوروز. اس ام اس عیدی. اس ام اس نوروزی دست اول و جدید

 

 

 

اس ام اس چهارشنبه سوری. اس ام اس برای چهارشنبه ی آخر سال. اس ام اس خنده دار چهارشنبه سوری. اس ام اس جدید برای چهارشنبه سوری. جدیدترین اس ام اس چهارشنبه سوری. زیبا ترین اس ام اس چهارشنبه سوری

 

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.

 

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز

 

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم

سبزه را با ياد روي سبزه ات

سمنو به ياد شيريني لبخندت

سايه دانه به رنگ چشم هايت

سرکه با ياد ترشي مهربانيت

سيب با ياد ترديه گونه هايت

سکه با ياد درخشش قلبت

سير با ياد تندي کلامت

با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم

 

|+| نوشته شده توسط محمدرضا.ر در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 16:44 | 
چهارشنبه سوری در ایران

چهارشنبه سوري 

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا

 

به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان

 

آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن

 

آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از

 

رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده

 

شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که

 

ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد

 

برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه

 

ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می

 

پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو )

 

می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای

 

کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با

 

اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی

 

رواج دارد.

 

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در

 

آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه

 

سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان

 

ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله

 

اعراب به ايران می داند.

 

 

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران

 

كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام

 

فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط

 

اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما

 

شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه

 

در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش

 

گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام

 

در ايران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا

 

هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز

 

آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه

 

هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن

 

آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است

 

و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از

 

بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين

 

جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد

 

چهارشنبه سوری."

 

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك

 

شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي

 

سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي

 

"جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

    

مراسم چهارشنبه سوري 

 

بوته افروزي 

 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته

 

هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا

 

زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله»

 

كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و

 

مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين

 

هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا

 

مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و

 

سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش

 

ترانه هايي  مي خوانند.

 

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم

 

هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را،

 

از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض

 

سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند.

 

سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

 

 

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي

 

برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را

 

مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و

 

شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  

تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده

 

دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات

 

زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي س

 

سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب

 

روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

مراسم كوزه شكني 

 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به

 

علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه

 

اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود

 

مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پر

 

پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور

 

دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و

 

خانواده دور مي كنند.   

 

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران

 

باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از

 

کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به

 

عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن

 

چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز

 

كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

فال گوش نشيني 

 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب

 

شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر

 

چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد

 

گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين

 

و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند.

 

ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو

 

ممكن نخواهند دانست.

 

   قاشق زني

 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه

 

اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر ر

 

راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي

 

آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي

 

داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا

 

مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي

 

به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به

 

ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق

 

زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

 

آش چهارشنبه سوري  

 

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن

 

بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش

 

بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان

 

فقرا پخش مي كردند.

 

 

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

 

 

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر

 

سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري»

 

از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان

 

خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه

 

مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه،

 

آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب

 

چهارشنبه سوري شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو،

 

سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند

 

که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و

 

استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

 

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب

 

قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و

 

استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند 

 

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ،

 

آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت

 

گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ،

 

کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن

 

هم در این شب جزو مراسمات جالب و

 

جذاب می باشد

 


 

   تحريف آيين چهارشنبه سوري

 

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند.

 

منبع:Koodakan.Org

|+| نوشته شده توسط محمدرضا.ر در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 11:30 | 
عكس هاي جالب از خواننده هاي جالب

اینم یه عکس خوشکل از مهستی

بانوي آواز موسقي ايران خانم مهستي:

مهستی، خواننده مشهور ايرانی که از بيماری سرطان روده رنج می برد، پس از چند روز که در حالت اغما به سر می برد، در  سن ۶۱ سالگی درسانتا روزای  کاليفرنيا دار فاني را  وداع  گفت. ا

مهستي که نام اصليش خدیجه دده بالا بود  ، در سال 1946(1325) متولد گرديد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، کشف شد وبا خواندن اولين ترانه اش  به نام" آن که دلم را برده خدايا " به شهرتي ماندگار رسيد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه مبدل  ساخت. او  همچنين ،  راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی  باز کرد که با آهنگ معروف "آزاده ام من" با شعر   دلنشين  رهي  معيري و  آهنگ  زيباي استاد   علي تجويدي قدم به عرصه ي خوانندگي گذاشت.ا  

مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند

شاه ماهي موسقي ايران خانم گوگوش

درباره وي:

فرشاد عابديني سپهر : تابستان سال 1346. يك ظهر گرم جمعه. ساعت يك و نيم بعد ازظهر، گل های تازه. از چند روز قبل هم اعلام شده بود. ترانه و آوازی با اركستر بزرگ راديو ايران و با صدای خواننده ای كه برای نخستين بار صدايش پخش می شد:حميرا!


علی تجويدی، پس از وقفه ای نه چندان طولانی با صدای پرقدرت ديگری به ميدان بازگشت. در همان بعدازظهرهای فراموش نشدنی جمعه: هايده!


او نيز نه دلكش بود و نه مرضيه، و نه حميرا. آوازش چيز ديگری بود و ترانه خوانی اش مسلط تراز بسياری كه در آن سال ها ترانه می خواندند. صد افسوس كه نه او در صف كلاسيك خوان ها باقی ماند و نه حميرا. ترانه خوانی را ادامه دادند، بی آنكه ديگر آواز بخوانند و يا بتوانند بخوانند. اين فصل داغ رقابت، با به ميدان آمدن مهستي(خواهر هايده) و سپس خواننده ای بنام رويا، و ميان تجويدی، ياحقی، خرم و بديعی ادامه يافت كه گاه تقليد بودند و گاه نوآوری. الكل به قمر فرصت نداد و كاباره های تهران و پولی كه به پای اين نسل از خوانندگان زن ريختند فرصت ندادند تا آنها بشوند آنچه را در آواز كلاسيك ايران می توانستند بشوند! حنجره خسته ای كه هر شب ساعت ها در كاباره ها و در فضائی از دود سيگار می خواند، ديگر نه تاب آواز داشت و نه دارنده اش وقتی برای تعليم و پيشرفت.


نواب صفا، ترانه سرای سالهای شكوفائی موسيقی ايرانی، در خاطراتش می نويسد: يك ظهر كه در ميدان ارك از راديو بيرون آمدم، علی تجويدی را ديدم. مسيرمان يكی بود و راه افتاديم. گفت كه سالهاست يك آهنگ ساخته اما خواننده اش را هنوز پيدا نكرده است. اين عادت تجويدی بود. چيزی را كه می ساخت برای خواندن به هركسی نمی داد و گاه سالها آن را رو نمی كرد. آهنگ را زمزمه كرد و گفت يك بند شعر هم رويش ساخته ام: رفتم و بار سفر بستم! من بلافاصله بند دوم را همانجا ساختم و برايش تكرار كردم: با تو هستم، هركجا هستم! گفت پس بقيه اش را هم خودت بگو؛ و پرسيد كی بخواند؟ 15 سال است دنبال صدای اين آهنگ می گردم. گفتم: هايده! من سرودم و هايده خواند؛ و الحق والانصاف سنگ تمام گذاشت!


-----------


انچه پيش روي شماست مقاله اي است از محمود خوشنام در بي بي سي كه براي سالمرگ اين هنرمند شهير نگاشته شده است :


 در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه (نوستالژيک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.


از همين روی برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به "تحقير" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکينه دده بالا" بوده است. گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود!


هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پيوند با شعری برانگيزاننده از "رهی معيری" آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه "تجويدی - معيری" را تاثير بيشتر بخشيده است.


متن اين ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرين کار موسيقائی " رهی معيری" است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.


تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.


ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:


- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."


تجويدی در گفتگويی که با او داشتم گفت: "آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد..."

داریوش

داریوش اقبالي در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در

میانه و کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین

بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از

تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب

مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز

با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی

به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور .

جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشت

ه تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه

ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به

همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت

کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش یک

بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه

اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه ( شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته

خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار

اول بخواند

شقایق اینجا من خیلی غریبم

آخه اینجا کسی عاشق نمیشه

شقایق جای تو دشت خدا بود

نه تو گلدون نه توی قصه ها بود

حالا از تو فقط این مونده باقی

که سالار تمام عاشقایی

شقایق وای شقایق
گل همیشه عاشق

در مورد این ترانه هم بگم که از سروده های ترانه سرای بزرگ ایران اردلان سرفراز میباشد.

به هر حال داریوش در حال حاظر به همراه همسر سومش در فرانسه و در مدرن ترین منطقه

پاریس زندگی میکند. اما تقریبا هر ماه برای دیدن دخترش ( که پیش مادرش فیروزه زندگی میکنه

) به لس آنجلس سفر میکنه و این رو هم بگم که شدت علاقه داریوش به بیتا ( دخترش ) به حدی

زیاده که اعلام کرده دیگه قصد بچه دار شدن نداره.

کارهای داریوش شامل ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است


 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمدرضا.ر در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 14:27 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar